![]() |
![]() |
|
|
....اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت... |
|
+ نوشته شده در
بیست و هفتم مهر 1388ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابراهیم |
|
|
پرویز مشکاتیان به آستان جانان رفت ... |
|
+ نوشته شده در
سی و یکم شهریور 1388ساعت 12 بعد از ظهر توسط ابراهیم |
|
|
به تازگی باخبر شدم که حوزه هنری اسامی نمایشنامه های پذیرفته شده در جشنواره را برای اطلاع عموم در سایت مرکز هنرهای نمایشی خودش قرار داده، به اتفاق آقای شهرام نوشیر به سایت سری زدیم، پس از کلی سلام و صلوات موفق شدیم صفحه نخست یا به اصطلاح home page این سایت فخیم و وزین را رویت کنیم، صفحه ای که به تدریج همچون جدولی رازآلود کامل شد، گوشه ای از تصویر صورتکی گریان و بعد نیمی از نام سایت و همینطور در ادامه.... القصه، دوباره سلام و صلوات گویان مساعی خود را به کار گرفتیم تا صفحه اخبار را ببینیم برای اینکه سرسام نگیرید و زودتر از سرعت مجازی این دنیای مجاز راحت شوید؛ این همه کوشش رسید به آنکه متن نمایشنامه ما مورد تایید قرار نگرفته، اما بعد از یکی دو روز تلفن همراه بنده به صدا در آمد و ما هم برای ارتباط به کلید سبز گوشی اشاره کردیم تا صدایی از آن سو گفت: از دبیرخانه جشنواره ماه تماس می گیرم، متن شما « ماشه را خواهم کشید» به صورت مشروط پذیرفته شده و اوایل شهریورماه برای اولین بار ! بازبینی می شود. بله «ماشه را خواهم کشید » که در پست قبل کمی از آن سخن رفت به مرحله تمرین رسید، قرار است از هفته آینده در پلاتوی تالار محراب شروع کنیم... |
|
+ نوشته شده در
هفتم مرداد 1388ساعت 8 قبل از ظهر توسط ابراهیم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سی ام تیر 1388ساعت 5 بعد از ظهر توسط ابراهیم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
یادداشتهایی در مورد فرهنگ و هنر
|
| پیوندهای روزانه |
|
فروزانه گروه روهر آلمان ايران تئاتر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|