1-اجرای نمایش " ماشه
را خواهم کشید" نوشتهی رضا رزم که اقتباس وفادارانهایست از داستان "
در هزار تو " نوشتهی آلن رب گریه.
خلاصه دستان:
سربازی فرانسوی در جریان جنگ
جهانی دوم مثل هزاران سرباز دیگر از میدان گریخته است، او چیزی ندارد که به خاطرش
بجنگد، اما بدتر آنکه بیرون از جبهه هم چیز با ارزشی ندارد که به خاطرش زنده بماند...
تنها جعبهی موهومی که از یک سرباز مرده، باقی مانده و او تصمیم دارد به خانوادهاش ،که نمیداند
کیستند؟ آدرسشان چیست؟ و ... برساند. این جعبه به تدریج به سوال بعضی از
مردم و اهالی این شهر مرزی بدل میگردد و...
2-اجرای نمایش " پشت
کوههای بلند"
خلاصه داستان:
این نمایشنامهی شاعرانه و
فانتزی برای کودکان نوشته شده است. عزت الله الوندی نویسندهی این نمایشنامه با
نگاهی امروزی به اساطیر و داستانهای کهن ایرانی کودکان امروز را با کمک سیمرغ به
افسانهها پیوند میزند و داستانی زیبا از رویارویی خیر و شر را بازگو می کند که
این بار خیلی هم سیاه و سفید نیستند. آرش و پرنیان به همراه نازلی در کوچه مشغول
بازی هستند که مثل همیشه بحثشان بالا می گیرد تا آرش از بازی دست می کشد و به
گوشهای میرود، در همین احوال سیمرغ به شکل افسانهای به جریان نمایش پر میگشاید
و بچهها را برای نجات شب تابها از دست عنکبوت یاری میدهد و...
+ نوشته شده در بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 7 بعد از ظهر  توسط ابراهیم
|
هربرت رید معتقد است: هنر همواره پرسشی زنده است که توسط حس بصری، از جهان مرئی پرسیده می شود و هنرمند فقط شخصی است که توانایی و علاقه آن را دارد که ادراک بصری خود را به صورتی مادی مبدل کند. نخستین بخش عمل ادراکی است و دومین بخش آن، بیانگرانه، اما در عمل ممکن نیست که بتوان این دو را از هم تفکیک کرد، هنرمند آنچه را ادراک می کند بیان می دارد، آنچه را که بیان می دارد، ادراک می کند.
(روش تجزیه و تحلیل آثار نقاشی مدرن/ گودرزی مرتضی/ عطایی/ ص ۱۲ / ۱۳۸۱)
+ نوشته شده در نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ابراهیم
|
چند وقت است در اندیشه نوشتن یک مقاله در مورد نقش ابراهیم مکی در توسعه تئاتر کشور هستم. اما بنا بر بهانه معروف امان اگر زمان رخصت دهد. به هر حال به این فکر افتادم تا در خلال این چند سطر به ضرورت مسئله بپردازم، شاید با این پیش مقاله کسی زودتر از نویسنده ی این سطور رخصت گرفت و قلم فرسود. از پهنه جغرافیایی ایران که بگذریم به جغرافیای قومی و خرده فرهنگ ها و آداب و رسوم هر اقلیم می رسیم این گوناگونی همواره باعث شده بعضی از پدیده های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نتوانند توسعه یکنواختی در تمامی مناطق کشور داشته باشند و به همین علت در پاره ای اوقات عدم توسعه ی پدیده ای خاص موجب کم رنگ شدن آن شده است چرا که نیروی انسانی و فکری کشور نیز کمتر به مسئله می پرداخته است.
داستان توسعه تئاتر هم کمابیش تابع این قانون است، اگر چگونگی توسعه تئاتر در دهه های سی، چهل و پنجاه هجری خورشیدی را مورد توجه قرار دهیم و اوضاع فرهنگی شهرستان های کشور را بررسی کنیم خوب می بینیم در آن دوره بسیاری از شهرهای ایران چیزی به نام تئاتر ندارند، آرام آرام و با حفظ اولویت در شهرهای بزرگتر سالن تئاتر ساخته می شود اما سالن یکی از شروط لازم برای توسعه است حال آنکه شرط اصلی انجام نمایش و حضور تماشاگر است. در کشاکش همین دهه ها ابراهیم مکی نگارش نمایشنامه های تک پرده ای که دارای وحدت های سه گانه اند و تعداد شخصیتهایشان نیز کم است را شروع می کند.
مردم یکی از شهرستانهای کم جمعیت را فرض کنید که سالن تئاتر دارندچیزکی هم از تئاتر می دانند و بعضی هاشان در مسافرتی که به پایتخت یا مرکز استان داشته اند موفق شده اند تئاتر ببینند، حالا این مردم می خواهند نمایش اجرا کنند، مشخص است اولین مشکل نمایشنامه است دومین مشکل تعداد هنرپیشه هاست و سوم به مسئله مهم طراحی صحنه، لباس، اکسسوار و دکور می رسند و مشکل دیگر مختلط بودن شخصیتهای نمایشی زن و مرد است که سی چهل سال پیش کاملاً مسئله بزرگی به نظر می رسیده است. نمایشنامه های ابراهیم مکی این مشکلات را از میان برمی دارد و شرایط را برای اجرا در کوچکترین شهرستانها فراهم می آورد.
این نمایشنامه ها با دستمایه های اجتماعی، فضایی ایرانی و ملموس و بدور از هر گونه پیچیدگی در ساختار و محتوا ، کار تحلیل را هم ساده تر می کند تا گروههای جوان و تازه کاربا مشکلات کمتری روبرو باشند، اما ابراهیم مکی به اینها بسنده نمی کند و با تالیف کتاب شناخت عوامل نمایش خدمات ارزنده ی خود به تئاتر کشور را کامل می کند.مطالب کتاب به گونه ای نوشته شده اند که برای ادراک مفاهیم نیاز چندانی به کتب دیگر وجود ندارد، به عنوان مثال بارها مطلبی را در کتابی خوانده ایم که در میان مثالهایش اشاره به منبعی دارد که کمتر در دسترس است و گاهی حتی ترجمه هم نشده است با این اوضاع، ابراهیم مکی با هوشمندی ویژه ای تالیف کتاب را به پایان می رساند و در حقیقت زیرساخت های توسعه تئاتر در کشور را تا حدود زیادی فراهم می کند. نگارنده این پیش مقاله معتقد است تئاتر ایران مدیون این مرد بزرگ است، مردی که نامش مهجور مانده و تاریخ نمایش ایران با بی انصافی از کنار نام بزرگ او می گذرد. در پایان تجربه ای شخصی از تدریس تئاتر در میان می گذارم تا در این پایان به آغازی اشاره کرده باشم، چند سال پیش در حالیکه هنوز در حال تحصیل تئاتر در دانشگاه بودم به پیشنهاد انجمن نمایش یکی از شهرسان ها به تدریس مبانی تئاتر در دوره های کوتاه مدت تابستانی پرداختم، تجربه جالبی بود، در آن مدت زمان کوتاه نمی شد آموزش کافی و کاملی ارایه کرد بهترین راه تلاش برای نشان دادن الگوهای لازم و سر نخ های مناسب به هنرجویان بود، در همان گیر و دار و پژوهش در مورد سر نخی برای آغاز به ابراهیم مکی رسیدم و به اهمیت نقش سازنده او بیشتر پی بردم. تعداد زیادی از هنرجویان آن دوره ی کوتاه هنوز با معلم در ارتباطند، بهمین علت تاثیر گامهای نخستین و زحمات ابراهیم مکی در آنها را می بینم.
+ نوشته شده در بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط ابراهیم
|
هارولد پینتر نمایشنامهنویس مطرح بریتانیایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات چهارشنبه شب در سن 78 سالگی پس از مبارزه با سرطان درگذشت.
خبر درگذشت این هنرمند انگلیسی موجی از پیامهای تسلیت و ادای احترام را از اقصی نقاط جهان به دنبال داشت. «داریو فو» برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1997 جمعه با ادای احترام به پینتر او را انسانی فوق العاده خواند. رئیس جمهور پیشین جمهوری چک نیز آثار پینتر را الهام بخش خواند.
در «وست اند لندن» نمایشنامه سرزمین هیچکس no man's land اجرایی پر احساس داشت. «مایکل گامبون» و «دیوید برادلی» از بازیگران این نمایش به پینتر ادای احترام کردند. دیوید برادلی در پایان اجرا به تماشاچیان گفت: «ما یکی از شخصیتهای مهم ادبی زمان خود را از دست دادیم و کمبود او بسیار سنگین است و تاثیر او بر تئانر را نمیشود حساب کرد». «تا زمانی که ما بازیگر و تئاتر داریم کارهای او برا ی همیشه اجرا خواهد شد».
پینتر در سال 2002 در آخرین بازی خود در نمایش« آخرین نوار کراپ» اثر ساموئل بکت بر روی صحنه رفت. در سال 2003 به دنبال حمله آمریکا به عراق پینتر به یکی از منتقدان سرسخت دولت «تونی بلر» و «جورج بوش» تبدیل شد.
به دلیل گسترش بیماری سرطان پینتر در سال 2005 نوشتن نمایشنامه را کنار گذاشت و به نگارش شعر روی آورد وی در همین سال برنده جایزه نوبل گردید. هارولد پینتر در آخرین مصاحبه خود با روزنامه ایندیپندت گفته بود:«به اندازه کافی زنده ماندم تا خبر خروج نیروهای انگلیسی از عراق را توسط «گوردون براون» بشنوم».
هارولد پینتر 32 نمایشنامه و چندین فیلمنامه و مجموعه شعر از خود برجای گذاشت. از آثار او میتوان به سکوت، خیانت، بازگشت به خانه، جشن تولد اشاره کرد
دالي واسرمن فيلمنامهنويس و نمايشنامهنويس مطرح آمريكايي و خالق آثاري چون نمايشنامهي «پرواز برفراز آشيانه فاخته» در 94 سالگي درگذشت.
«واسرمن» كه به خاطر آثاري چون «مرد منچا» و فيلمنامه «يك قدم با عشق و مرگ» شناخته ميشود، بهعلت عارضه قلبي در «آريزونا» با عالم هنر وداع گفته است.
بنا به اعلام هاليوود ريپورتر، واسرمن در طول حيات هنرياش موفق به دريافت جوايز زيادي از جمله جايزهي «توني»، انجمن منتقدان و درامنويسان نيويورك واز نامزدهاي جوايز «امي» بوده است.
«دالي واسرمن» علاوه بر نگارش چندين فيلمنامه، 80 نمايشنامه و بيش از ده فيلمنامه و سريال تلويزيوني نگارش كتاب «موسيقي غيرممكن» را از خود به يادگار گذاشته است.
ازجمله آثار مطرح واسرمن ميتوان به «بيگانه» (1958)، «قدرت و درخشش»(1961)، «فرشتگان آبي» (1960)، «مدتي پس از تابستان» (1967) و سريال تلويزيوني «مه» (1956) اشاره كرد.
«واسرمن» در سال 1948 با نگارش فيلمنامه سريال «استوديويك» وارد عالم هنر شد و آخرين كاراو با عنوان (Der mann vonla mancha) درسال 1994 به ثبت رسيده است
+ نوشته شده در هشتم دی 1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط ابراهیم
|