تبليغاتX
سایه

بالاخره اخراجی ها اکران شد تا سوال اخراجی ها چگونه فیلمی است؟ که به واسطه ی جنجال های تبلیغاتی به خوبی در ذهن مخاطب ایجاد شد پاسخ پیدا کند. و آنهایی که نتوانستند این فیلم را در فضای جشنواره فیلم فجر ببینند فرصت تماشا پیدا کنند.
از آنجاییکه تماشاگر ایرانی به لطف طبع طناز و طنز طلب خود همواره به آثار کمدی گرایش و علاقه نشان می دهد و گاهاً میزان خنده هایش به اشتباه  ملاکی معتبر برای خوب یا بد بودن اثر می شود، توصیه می کنم این فیلم را ببینید، البته اگر به جز خنده چیزی عایدتان نشد ما را مقصر ندانید.
بهتر است یکراست به سراغ فیلم برویم، داستان حاج مجید سوزوکی، داستان جوانی است که عاشق دختر حاجی، از ریش سفیدان محل می شود.حاجی حاضر نیست دختر خود را به عقد این جوان علاف و لاابالی درآورد، پس شرط ازدواج این دو نفر را  سر به راه شدن شهید سوزوکی قرار می دهد.
شهید سوزوکی پس از چند تلاش ناموفق برای اثبات آدم شدنش تصمیم می گیرد به جبهه برود و پس از انداختن چند عکس که دلیلی بر آدم شدن او باشد، به خواستگاری دختر برود.
نکته همین جاست، مجید سوزوکس کاراکتر محوری فیلم است، و از لحاظ ساختاری دو هدف را دنبال می کند، اول آنکه دختر حاجی را به عقد خود درآورد. و دومین هدف او که در حقیقت در پی تحول نپخته و ناقص اش در جبهه  بوجود می آید، آدم شدن است .

              اخراجي‌ها

بدون هیچ گفتگویی همه می دانیم که سوزوکی به عشقش نمی رسد.
می ماند هدف دوم، که آن هم اتفاق نمی افتد، تا قبل از شهادت!چیزی که گواه آدم شدن مجید سوزوکی باشد به شکل جدی مطرح نمی شود، مگر چند سکانس ضعیف که به هیچ وجه نتوانسته اند مجید سوزوکی را به تحول برسانند، لحظه شهادت هم که بواسطه ی ضعف ساختاری قصه، به شکل دیگر دلیلی بر جاهل ماندن و ابله بودن مجید سوزوکی است. آخر کدام انسان عاقلی برای تانک قداره می کشد؟
به هر حال مجید می میرد و داستان ابتر باقی می ماند.
نکته دیگر اینکه فیلم از حالتی کولاژگونه برخوردار است، انگار داستانی را سر هم کرده باشیم تا چندین و چند خاطره ی تکراری و گوناگون از چزابه تا هویزه از شلمچه تا مهران و تعداد زیادی از شوخی های تکراری جبهه را بیان کنیم، شوخی هایی از قبیل مینا به جای مینهای ضد نفر و ضد تانک و ...یا سیما به جای سیمهای خاردار و ...
تماشاگر در مواجهه با فیلم حتی در بعضی اوقات احساس می کند این سکانس ازفیلم دیگری ساخته ی شخص دیگری به اشتباه وارد این فیلم شده است، البته بنده فکر می کنم این چند دسته گی به علت تعداد زیاد مشاورین آقای ده نمکی و قدرت اعمال نظر آنها در فیلم بوده است .
در اینکه این فیلم به موفقیت تجاری دست پیدا می کند شک ندارم اما ای کاش روزی برسد که فیلم پر فروش کشور ما شارلاتان، آتش بس و اخراجی ها نباشد .
به امید آن روز...

+ نوشته شده در  بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط ابراهیم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ابراهیم گله دارزاده هستم متولد 1358
فارغ التحصیل کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر تهران.


پیوندهای روزانه
گروه هنری رجا
فروزانه
گروه روهر آلمان
ايران تئاتر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
شهریور 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
پیوندها
گروه هنری سایه
هزار و یک شب
امید جانبی
لیلوا
بهاره جهاندوست
حسن رشیدی
مديريت فرهنگي
خورنق
هفت حرف
گل‌های کاغذی
رضا رجائی(سیاهی لشکر)
ادبیات و سینما
اینجا کجاست
مهدی رمضانی
سیدعلی صالحی
تئاتر-نان و دیگر هیچ(تئاتر فراسو)
سورئالیست
سیماچه ی تماشا
دل آرا هنر
هرمس
زاویه دید(سید هادی نوری)
گروه فرهنگی هنری بی تا
اوسیت
زاوش
از پشت عینک من
نقطه‌هاي خاتون
جامعه کهنه
تصفیه حساب شخصی
آونگ
گروه نمایش آینه کرمانشاه
ابزورد
نسترن بانو
مجله الکترونیکی plot
سلام تئاتر (سعید مصلحی)
فرزاد صدری(صفای بهبهان)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

هزار و یکشب