تبليغاتX
سایه

"خداوند انسان را آفرید و انسان توجیه را" اگر فکر می کنید یکی از مشاهیر این جمله رو گفته سخت در اشتباهید!! بنده این جمله رو از پسر عموم شنیدم.

انسانها وقتی خودشون رو از درون مورد توجه قرار میدن یا به عبارتی به این باور می رسن که "من" همونی هستم که فکر می کنم در مقابل این تفکر که می گه: "من" اونی هستم که مردم می بینن

 طبق قاعده و بی کمتر استثنایی به خودشون باور پیدا می کنن و معتقد می شن که حقیقت نزد خودشونه. در چنین حالتی که نوعی خود شیفتگی ناشی از خامی و جوانی به آدم دست می ده فرد خودش رو با بزرگان و مشاهیر مقایسه می کنه و گاهی با خوندن نظرات و آراء نخبگان تاریخ به خودش می گه:چه جالب! من هم بدون اینکه این مطالب رو خونده باشم به اونها فکر کردم و همین عقاید رو دارم ...

یا بالاخره اینقدر تو خودش غور می کنه تا یه وجه تشابهی بین خودش و مرحوم آلبرت انیشتاین پیدا کنه، لابد فکر می کنید چه تشابهی؟ حداقل اینکه هردوشون سبیل دارن و خیلی شلخته هستن و به این تشابهات افتخار می کنن.

چند باور عمومی دیگه عبارتند از اینکه " ما آدمهای خاصی هستیم" و از آدمهای معمولی کمی متفاوت تر به دنیا نگاه می کنیم و دیگه اینکه معتقدیم "خیلی جذاب هستیم" و اطرفیانمون دوستمون دارن و ما می تونیم تا صبح براشون حرف بزنیم و اونا گوش بدن. در چنین وضعیتی در ساختار تعارفی جامعه ایرانی معمولاً اطرافیان که خیلی هم دوستمون ندارن با تظاهر به دوست داشتن تحملمون می کنن و به هر علتی کسی تمایل نداره اصطلاحاً تو ذوق طرف مقابل بزنه، در وضعیت پیش اومده شخص خودش رو با هیچکاک، استانیسلاوسکی، گابریل گارسیا مارکز، انیشتاین و فروید و ... هزاران دیگه از مشاهیر مقایسه می کنه و مدام حرفای جذاب می زنه در حالیکه اطرافیان در حال تعجب از وجود تشابهات فراوان فرد با شوالیه معروف "دون کیشوت" هستند این مرض دون کیشوتیسم ممکنه گریبان گیر همه بشه، هنرمند، ورزشکار، کارمند، رئیس، زن و مرد، همه و همه ...

                      دن کیشوت

سرتون رو درد نیارم با این سرعت اینترنت امیدوارم تونسته باشم تو این یادداشت کوتاه طرح مسئله کرده باشم و یه دغدغه کوچک رو در میون بگذارم و خودم رو دل خوش کنم به اینکه با وجود سانچوپانزا در کنارم و این الاغ سواری دائم و این نیزه ی بلند، خیلی به پیتر بروک شبیه شدم...

+ نوشته شده در  بیست و هشتم تیر 1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط ابراهیم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ابراهیم گله دارزاده هستم متولد 1358
فارغ التحصیل کارگردانی تئاتر از دانشگاه هنر تهران.


پیوندهای روزانه
گروه هنری رجا
فروزانه
گروه روهر آلمان
ايران تئاتر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
شهریور 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
پیوندها
گروه هنری سایه
هزار و یک شب
امید جانبی
لیلوا
بهاره جهاندوست
حسن رشیدی
مديريت فرهنگي
خورنق
هفت حرف
گل‌های کاغذی
رضا رجائی(سیاهی لشکر)
ادبیات و سینما
اینجا کجاست
مهدی رمضانی
سیدعلی صالحی
تئاتر-نان و دیگر هیچ(تئاتر فراسو)
سورئالیست
سیماچه ی تماشا
دل آرا هنر
هرمس
زاویه دید(سید هادی نوری)
گروه فرهنگی هنری بی تا
اوسیت
زاوش
از پشت عینک من
نقطه‌هاي خاتون
جامعه کهنه
تصفیه حساب شخصی
آونگ
گروه نمایش آینه کرمانشاه
ابزورد
نسترن بانو
مجله الکترونیکی plot
سلام تئاتر (سعید مصلحی)
فرزاد صدری(صفای بهبهان)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

هزار و یکشب