تبليغاتX
گروه هنری سایه

چند وقت است در اندیشه نوشتن یک مقاله در مورد نقش ابراهیم مکی در توسعه تئاتر کشور هستم. اما بنا بر بهانه معروف امان اگر زمان رخصت دهد. به هر حال به این فکر افتادم تا در خلال این چند سطر به ضرورت مسئله بپردازم، شاید با این پیش مقاله کسی زودتر از نویسنده ی این سطور رخصت گرفت و قلم فرسود.
از پهنه جغرافیایی ایران که بگذریم به جغرافیای قومی و خرده فرهنگ ها و آداب و رسوم هر اقلیم می رسیم این گوناگونی همواره باعث شده بعضی از پدیده های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نتوانند توسعه یکنواختی در تمامی مناطق کشور داشته باشند و به همین علت در پاره ای اوقات عدم توسعه ی پدیده ای خاص موجب کم رنگ شدن آن شده است چرا که نیروی انسانی و فکری کشور نیز کمتر به مسئله می پرداخته است.

                                    ..
داستان توسعه تئاتر هم کمابیش تابع این قانون است، اگر چگونگی توسعه تئاتر در دهه های سی، چهل و پنجاه هجری خورشیدی را مورد توجه قرار دهیم و اوضاع فرهنگی شهرستان های کشور را بررسی کنیم خوب می بینیم در آن دوره بسیاری از شهرهای ایران چیزی به نام تئاتر ندارند، آرام آرام و با حفظ اولویت در شهرهای بزرگتر سالن تئاتر ساخته می شود اما سالن یکی از شروط لازم برای توسعه است حال آنکه شرط اصلی انجام نمایش و حضور تماشاگر است. در کشاکش همین دهه ها ابراهیم مکی نگارش نمایشنامه های تک پرده ای که دارای وحدت های سه گانه اند و تعداد شخصیتهایشان نیز کم است را شروع می کند.

 مردم یکی از شهرستانهای کم جمعیت را فرض کنید که سالن تئاتر دارندچیزکی هم از تئاتر می دانند و بعضی هاشان در مسافرتی که به پایتخت یا مرکز استان داشته اند موفق شده اند تئاتر ببینند، حالا این مردم می خواهند نمایش اجرا کنند، مشخص است اولین مشکل نمایشنامه است دومین مشکل تعداد هنرپیشه هاست و سوم به مسئله مهم طراحی صحنه، لباس، اکسسوار و دکور می رسند و مشکل دیگر مختلط بودن شخصیتهای نمایشی زن و مرد است که سی چهل سال پیش کاملاً مسئله بزرگی به نظر می رسیده است. نمایشنامه های ابراهیم مکی این مشکلات را از میان برمی دارد و شرایط را برای اجرا در کوچکترین شهرستانها فراهم می آورد.

.


این نمایشنامه ها با دستمایه های اجتماعی، فضایی ایرانی و ملموس و بدور از هر گونه پیچیدگی در ساختار و محتوا ، کار تحلیل را هم ساده تر می کند تا گروههای جوان و تازه کاربا مشکلات کمتری روبرو باشند، اما ابراهیم مکی به اینها بسنده نمی کند و با تالیف کتاب شناخت عوامل نمایش خدمات ارزنده ی خود به تئاتر کشور را کامل می کند.مطالب کتاب به گونه ای نوشته شده اند که برای ادراک مفاهیم نیاز چندانی به کتب دیگر وجود ندارد، به عنوان مثال بارها مطلبی را در کتابی خوانده ایم که در میان مثالهایش اشاره به منبعی دارد که کمتر در دسترس است و گاهی حتی ترجمه هم نشده است با این اوضاع، ابراهیم مکی با هوشمندی ویژه ای تالیف کتاب را به پایان می رساند و در حقیقت زیرساخت های توسعه تئاتر در کشور را تا حدود زیادی فراهم می کند.
نگارنده این پیش مقاله معتقد است تئاتر ایران مدیون این مرد بزرگ است، مردی که نامش مهجور مانده و تاریخ نمایش ایران با بی انصافی از کنار نام بزرگ او می گذرد.
در پایان تجربه ای شخصی از تدریس تئاتر در میان می گذارم تا در این پایان به آغازی اشاره کرده باشم، چند سال پیش در حالیکه هنوز در حال تحصیل تئاتر در دانشگاه بودم به پیشنهاد انجمن نمایش یکی از شهرسان ها به تدریس مبانی تئاتر در دوره های کوتاه مدت تابستانی پرداختم، تجربه جالبی بود، در آن مدت زمان کوتاه نمی شد آموزش کافی و کاملی ارایه کرد بهترین راه تلاش برای نشان دادن الگوهای لازم و سر نخ های مناسب به هنرجویان بود، در همان گیر و دار و پژوهش در مورد سر نخی برای آغاز به ابراهیم مکی رسیدم و به اهمیت نقش سازنده او بیشتر پی بردم. تعداد زیادی از هنرجویان آن دوره ی کوتاه هنوز با معلم در ارتباطند، بهمین علت تاثیر گامهای نخستین و زحمات ابراهیم مکی  در آنها را می بینم.

...

+ نوشته شده در  بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 8 بعد از ظهر  توسط ابراهیم |