<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>سایه</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 21 Dec 2009 12:07:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اگه شاعر بودم ...</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگه شاعر بودم به جای این سطور افقی یه متن عمودی و پر احساس می نوشتم که اگر کسی نشناسه فکر کنه نگارنده این یادداشت یه خانم جوونه که داره به سوار اسب سفید بال دار یا عمو جغد بال دار(همون شاخ دار) و چه می دونم از این جور تصورات فکر می کنه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالا هوا هم که داره سردتر می شه و بنا به عادت آدمها بیشتر لباس های تیره  می پوشند و پشت شال گردن و کلاه پناه گرفتند، مگر همون خانوم جوونه که به قایم شدن خیلی علاقه ای نداره.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بیشتر پیامک های تلفن همراهت می شه تبلیغات اجق وجق که ارتباط بعضی از این تبلیغات با شخصیت و شغل آدم موقعیت فوق العاده خنده داری خلق می کنه اگر هم دوستی بی احتیاطی! کنه و زنگ بزنه به جای اینکه  یه تماس امیدبخش بشه و دوستت خبر اجرای نمایشش رو بده شروع  به درد و دل می کنه و از باب انفعال حرف به میون می کشه.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعد از ظهر توی اتوبوس یا مترو به صورت هر کی نگاه می کنی می بینی با دهان نیمه باز به جایی خیره شده و وقتی به نقطه ای که خیره شده نگاه می کنی جز انعکاس کج و ماوج و شبح گونه چهره چند آدم با دهان نیمه باز و چشمان خیره در شیشه پر از لکه های چرب چیزی پیدا نمی کنی ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 376px; HEIGHT: 227px&quot; height=243 alt=مترو hspace=0 src=&quot;http://i3.photoblog.com/photos6/66123-1229365830-1-l.jpg&quot; width=397 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;القصه ما از این نوشته نتیجه می گیریم دلیلی نداره هر کی افسرده اس مطالبش رو عمودی بنویسه قبل از اینکه شعر بنویسیم باید طبع شاعرانه داشته باشیم. اس ام اس (پیامک )جوک به هم بفرستیم حالا بی تربیتی یا با تربیتی رو می سپارم به سلیقه و اخلاق خودتون و لباسهای تیره نپوشیم و پشت یه توده کاموا خودمون رو پنهون نکنیم دیگه اینکه توی اتوبوس یا مترو دهنمون رو ببندیم و به جایی خیره نشیم .... علی الخصوص اگه اون یه شیشه چرک و چرب باشه که تصویر آدم رو شبیه اشباح نشون می ده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حالا می شه گفت که ما افسرده نیستیم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                                 &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 301px; HEIGHT: 342px&quot; height=394 alt=&quot;افسرده نیستیم&quot; hspace=0 src=&quot;http://cinemaema.com/upload/Image/tim.jpg.jpg&quot; width=361 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Dec 2009 12:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> بی مایه فطیر است</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 252px; HEIGHT: 383px&quot; height=363 alt=بازبینی hspace=0 src=&quot;http://www.theater.ir/data/uploads/news/img/26891_Y_daneshgahi03Oct09024449pm.jpg&quot; width=224 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هفته گذشته طی حکمی بنده در معیّت آقای حسین عاطفی، پیمان شریعتی و علی رضا استادی عضو هیئت بازبینی و نظارت جشنواره تئاتر استانی تهران شدیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا حالا خیلی جاها سرک کشیده بودم اما هیچ وقت بازبین نبودم، تا همین تابستان گذشته یا خودم به عنوان بازیگر یا با گروهم مقابل بازبین ها بودم، راستش الان هم که این طرف نشسته بودم هزار بار خودم را آن طرف دیدم و هر هزار بار آرزو کردم که کاش هم آن طرف بودم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;القصه، 163 نمایشنامه به دبیرخانه رسیده بود که هیئت بازخوان 43 نمایشنامه را پذیرفتند، این 43 نمایش عبارت بودند از 34 صحنه ای و 9 خیابانی و مقرر بود 9 صحنه ای و 6 خیابانی به بخش مسابقه راه پیدا کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما ماجرایی که نقل امروز بنده است دخلی به این آمار و ارقام ندارد ولی بی ربط هم نیست. امسال به شکل بی سابقه ای تولید نمایش با موضوعات معارف دینی و دفاع مقدس افزایش یافته بود، البته جا دارد تاکید کنم با &lt;STRONG&gt;موضوع&lt;/STRONG&gt; معارف دینی و دفاع مقدس، گو اینکه موضوع دفاع مقدس هم در لایه های مکنون و پیدا با معارف دینی اسلام در هم تنیده است، با این توضیح به راحتی می توان گفت بیش از نیمی از نمایش ها موضوع دینی داشتند. نمایش هایی باسمه ای و بدور از آرایه های هنری، تعدادی از نویسندگان و کارگردانان صرفاً به سبب سیاست های جشنواره و با انگیزه کسب سهمیه در بین نمایش های راه یافته به بخش اصلی به خلق آثار دینی رو آورده بودند عموماً این آثار از دل بر نیامده بودند که بر دل بنشینند، هنرمند به جای فکر کردن به رضایت خود سعی کرده بود سیاست گذاران جشنواره را راضی کند. باید زنگ خطر را برای شوراهای سیاستگذاری جشنواره ها به صدا درآورد، این کثرت یک تهدید است نه فرصت...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بگذریم، امیدوارم هشدارهای ما جدی تر شنیده شود. با این وجود ذکر چند نکته در مورد هنر دینی و تئاتر دینی را بر خود واجب می دانم( در صورتی که خواستید بیش از این بدانید پیشنهاد می کنم مقاله هنر دینی از آقای جلال ستاری را مطالعه کنید.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زبان هنر دینی زبانی رمزی است و هنرمند ناگزیر از شناخت زبان رمزی است، رمز کم می گوید اما گزیده می گوید و با صرفه جویی تمام لُب مطلب را می سازد. پر گویی و روده درازی و به حاشیه رفتن و ذکر توضیحات اضافی و ملال انگیز غالباً دال بر روشن نبودن اندیشه هنرمند و ناتوانیش در ادای مقصود به گونه ای روشن دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;دوش مرغی به صبح می نالید       عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;یکی از دوستان مخلص را             مگر آواز من رسید به گوش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;گفت باور نداشتم که ترا               بانگ مرغی چنین کند مدهوش &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;گفتم این شرط آدمیت نیست        مرغ تسبیح گوی و من خاموش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با دلی که به غفلت خفته است و نمی لرزد و جانی افسرده که آتش نمی گیرد، نمی توان تنها با ردیف کردن کلمات مطنطن و انشانویسی های تکلف آمیز و عبارت پردازی های باسمه ای، اثری دینی آفرید. که بی مایه فطیر است.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 15 Nov 2009 12:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خزان</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=خزان hspace=0 src=&quot;http://www.sarnevesht.net/Deklame/12-Zahre-Hasrat/ax-Zahre-Hasrat.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;....اگر مرگ نبود دست ما در پی چیزی می گشت...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 09:43:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تسلیت</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>          
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;       &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=مشکاتیان hspace=0 src=&quot;http://www.harmonytalk.com/archives/images/meshkatian-siah.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پرویز مشکاتیان به آستان جانان رفت ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 08:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جشنواره تئاتر ماه و نمایش ماشه ...</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به تازگی باخبر شدم که حوزه هنری اسامی نمایشنامه های پذیرفته شده در جشنواره را برای اطلاع عموم در سایت مرکز هنرهای نمایشی خودش قرار داده، به اتفاق آقای شهرام نوشیر به سایت سری زدیم، پس از کلی سلام و صلوات موفق شدیم صفحه نخست یا به اصطلاح home page  این سایت فخیم و وزین را رویت کنیم، صفحه ای که به تدریج همچون جدولی رازآلود کامل شد، گوشه ای از تصویر صورتکی گریان و بعد نیمی از نام سایت و همینطور در ادامه....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;القصه، دوباره سلام و صلوات گویان مساعی خود را به کار گرفتیم تا صفحه اخبار را ببینیم برای اینکه سرسام نگیرید و زودتر از سرعت مجازی این دنیای مجاز راحت شوید؛ این همه کوشش رسید به آنکه متن نمایشنامه ما مورد تایید قرار نگرفته، اما بعد از یکی دو روز تلفن همراه بنده به صدا در آمد و ما هم برای ارتباط به کلید سبز گوشی اشاره کردیم تا صدایی از آن سو گفت:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از دبیرخانه جشنواره ماه تماس می گیرم، متن شما « ماشه را خواهم کشید» به صورت مشروط پذیرفته شده و اوایل شهریورماه برای اولین بار ! بازبینی می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;                        &lt;IMG alt=&quot;ماشه را خواهم کشید&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/87-11-13/th03Hasani-(50).jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بله «ماشه را خواهم کشید » که در پست قبل کمی از آن سخن رفت به مرحله تمرین رسید، قرار است از هفته آینده در پلاتوی تالار محراب شروع کنیم...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2009 05:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به تکاپوی نگاه یک نقاش...</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=ونگوگ hspace=0 src=&quot;http://artfiles.art.com/images/-/Vincent-Van-Gogh/Starry-Night-Editors-Choice-Print-C10073644.jpeg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Jul 2009 13:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برنامه های آینده‌ی گروه هنری سایه</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\ELDORA~1\LOCALS~1\Temp\msohtml1\03\clip_filelist.xml&quot; rel=File-List&gt;
&lt;STYLE&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Font Definitions */
 @font-face
	{font-family:Tahoma;
	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;}
@font-face
	{font-family:&quot;2  Nazanin&quot;;
	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0;
	mso-font-charset:178;
	mso-generic-font-family:auto;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;}
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0in;
	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:16.0pt;
	font-family:Tahoma;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-bidi-font-family:&quot;2  Nazanin&quot;;
	mso-font-kerning:16.0pt;}
@page Section1
	{size:8.5in 11.0in;
	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;
	mso-header-margin:.5in;
	mso-footer-margin:.5in;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
 /* List Definitions */
 @list l0
	{mso-list-id:1938243812;
	mso-list-type:hybrid;
	mso-list-template-ids:-297514496 1107085944 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715;}
@list l0:level1
	{mso-level-text:%1-;
	mso-level-tab-stop:.5in;
	mso-level-number-position:left;
	text-indent:-.25in;
	font-family:Tahoma;
	mso-bidi-font-family:&quot;2  Nazanin&quot;;}
ol
	{margin-bottom:0in;}
ul
	{margin-bottom:0in;}
--&gt; /*]]&gt;*/&lt;/STYLE&gt;
&lt;LINK href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\ELDORA~1\LOCALS~1\Temp\msohtml1\03\clip_filelist.xml&quot; rel=File-List&gt;
&lt;STYLE&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Font Definitions */
 @font-face
	{font-family:Tahoma;
	panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:1627421319 -2147483648 8 0 66047 0;}
@font-face
	{font-family:&quot;2  Nazanin&quot;;
	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0;
	mso-font-charset:178;
	mso-generic-font-family:auto;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;}
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin:0in;

	margin-bottom:.0001pt;
	text-align:right;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:16.0pt;
	font-family:Tahoma;
	mso-fareast-font-family:&quot;Times New Roman&quot;;
	mso-bidi-font-family:&quot;2  Nazanin&quot;;
	mso-font-kerning:16.0pt;}
@page Section1
	{size:8.5in 11.0in;
	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in;
	mso-header-margin:.5in;
	mso-footer-margin:.5in;
	mso-paper-source:0;}
div.Section1
	{page:Section1;}
 /* List Definitions */
 @list l0
	{mso-list-id:1938243812;
	mso-list-type:hybrid;
	mso-list-template-ids:-297514496 1107085944 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715 67698703 67698713 67698715;}
@list l0:level1
	{mso-level-text:%1-;
	mso-level-tab-stop:.5in;
	mso-level-number-position:left;
	text-indent:-.25in;
	font-family:Tahoma;
	mso-bidi-font-family:&quot;2  Nazanin&quot;;}
ol
	{margin-bottom:0in;}
ul
	{margin-bottom:0in;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/STYLE&gt;

&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;                &lt;IMG alt=تئاتر hspace=0 src=&quot;http://www.underdusken.no/dusker/html/0009/teater.jpg&quot; align=middle border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.5in; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;1&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;-&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;اجرای نمایش &quot; ماشه را خواهم کشید&quot; نوشته‌ی رضا رزم که اقتباس وفادارانه‌ایست از داستان &quot; در هزار تو &quot; نوشته‌ی آلن رب گریه.&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0.25in; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;خلاصه دستان:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0.25in; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;سربازی فرانسوی در جریان جنگ جهانی دوم مثل هزاران سرباز دیگر از میدان گریخته است، او چیزی ندارد که به خاطرش بجنگد، اما بدتر آنکه بیرون از جبهه هم چیز با ارزشی ندارد که به خاطرش زنده بماند... تنها جعبه‌ی موهومی که از یک سرباز مرده، باقی مانده و او تصمیم دارد به خانواده‌اش ،که نمی‌داند کیستند؟ آدرس‌شان چیست؟ و ... برساند. این جعبه به تدریج به سوال بعضی از مردم و اهالی این شهر مرزی بدل می‌گردد و...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0.25in; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.5in; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;اجرای نمایش &quot; پشت کوه‌های بلند&quot;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0.25in; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;خلاصه داستان:&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0.25in; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt;این نمایشنامه‌ی شاعرانه و فانتزی برای کودکان نوشته شده است. عزت الله الوندی نویسنده‌ی این نمایشنامه با نگاهی امروزی به اساطیر و داستان‌های کهن ایرانی کودکان امروز را با کمک سیمرغ به افسانه‌ها پیوند می‌زند و داستانی زیبا از رویارویی خیر و شر را بازگو می کند که این بار خیلی هم سیاه و سفید نیستند. آرش و پرنیان به همراه نازلی در کوچه مشغول بازی هستند که مثل همیشه بحث‌شان بالا می گیرد تا آرش از بازی دست می کشد و به گوشه‌ای می‌رود، در همین احوال سیمرغ به شکل افسانه‌ای به جریان نمایش پر می‌گشاید و بچه‌ها را برای نجات شب تاب‌ها از دست عنکبوت یاری می‌دهد و...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0.25in; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-INDENT: -0.25in; MARGIN-RIGHT: 0.5in; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0.25in; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;MARGIN-RIGHT: 0.25in; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 17 Jun 2009 15:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حس بصری، جهان مرئی، پرسش، هنرمند...</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>       &lt;IMG alt=&quot;کافه شبانه&quot; hspace=0 src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/b/b6/Gogh4.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هربرت رید معتقد است: هنر همواره پرسشی زنده است که توسط حس بصری، از جهان مرئی پرسیده می شود و هنرمند فقط شخصی است که توانایی و علاقه آن را دارد که ادراک بصری خود را به صورتی مادی مبدل کند. نخستین بخش عمل ادراکی است و دومین بخش آن، بیانگرانه، اما در عمل ممکن نیست که بتوان این دو را از هم تفکیک کرد، هنرمند آنچه را ادراک می کند بیان می دارد، آنچه را که بیان می دارد، ادراک می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;(روش تجزیه و تحلیل آثار نقاشی مدرن/ گودرزی مرتضی/ عطایی/ ص ۱۲ / ۱۳۸۱)&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 May 2009 08:14:35 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نویسنده ای برای تمام فصول</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند وقت است در اندیشه نوشتن یک مقاله در مورد نقش &lt;STRONG&gt;ابراهیم مکی&lt;/STRONG&gt; در توسعه تئاتر کشور هستم. اما بنا بر بهانه معروف امان اگر زمان رخصت دهد. به هر حال به این فکر افتادم تا در خلال این چند سطر به ضرورت مسئله بپردازم، شاید با این پیش مقاله کسی زودتر از نویسنده ی این سطور رخصت گرفت و قلم فرسود.&lt;BR&gt;از پهنه جغرافیایی ایران که بگذریم به جغرافیای قومی و خرده فرهنگ ها و آداب و رسوم هر اقلیم می رسیم این گوناگونی همواره باعث شده بعضی از پدیده های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نتوانند توسعه یکنواختی در تمامی مناطق کشور داشته باشند و به همین علت در پاره ای اوقات عدم توسعه ی پدیده ای خاص موجب کم رنگ شدن آن شده است چرا که نیروی انسانی و فکری کشور نیز کمتر به مسئله می پرداخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;                                    &lt;IMG height=204 alt=.. hspace=0 src=&quot;http://www.4rcc.com/theater/t_images/Theater1.jpg&quot; width=252 align=baseline border=0&gt;&lt;BR&gt;داستان توسعه تئاتر هم کمابیش تابع این قانون است، اگر چگونگی توسعه تئاتر در دهه های سی، چهل و پنجاه هجری خورشیدی را مورد توجه قرار دهیم و اوضاع فرهنگی شهرستان های کشور را بررسی کنیم خوب می بینیم در آن دوره بسیاری از شهرهای ایران چیزی به نام تئاتر ندارند، آرام آرام و با حفظ اولویت در شهرهای بزرگتر سالن تئاتر ساخته می شود اما سالن یکی از شروط لازم برای توسعه است حال آنکه شرط اصلی انجام نمایش و حضور تماشاگر است. در کشاکش همین دهه ها ابراهیم مکی نگارش نمایشنامه های تک پرده ای که دارای وحدت های سه گانه اند و تعداد شخصیتهایشان نیز کم است را شروع می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; مردم یکی از شهرستانهای کم جمعیت را فرض کنید که سالن تئاتر دارندچیزکی هم از تئاتر می دانند و بعضی هاشان در مسافرتی که به پایتخت یا مرکز استان داشته اند موفق شده اند تئاتر ببینند، حالا این مردم می خواهند نمایش اجرا کنند، مشخص است اولین مشکل نمایشنامه است دومین مشکل تعداد هنرپیشه هاست و سوم به مسئله مهم طراحی صحنه، لباس، اکسسوار و دکور می رسند و مشکل دیگر مختلط بودن شخصیتهای نمایشی زن و مرد است که سی چهل سال پیش کاملاً مسئله بزرگی به نظر می رسیده است. نمایشنامه های ابراهیم مکی این مشکلات را از میان برمی دارد و شرایط را برای اجرا در کوچکترین شهرستانها فراهم می آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=154 alt=. hspace=0 src=&quot;http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/85-10/kaviani300-jn.jpg&quot; width=244 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;این نمایشنامه ها با دستمایه های اجتماعی، فضایی ایرانی و ملموس و بدور از هر گونه پیچیدگی در ساختار و محتوا ، کار تحلیل را هم ساده تر می کند تا گروههای جوان و تازه کاربا مشکلات کمتری روبرو باشند، اما ابراهیم مکی به اینها بسنده نمی کند و با تالیف کتاب &lt;STRONG&gt;شناخت عوامل نمایش&lt;/STRONG&gt; خدمات ارزنده ی خود به تئاتر کشور را کامل می کند.مطالب کتاب به گونه ای نوشته شده اند که برای ادراک مفاهیم نیاز چندانی به کتب دیگر وجود ندارد، به عنوان مثال بارها مطلبی را در کتابی خوانده ایم که در میان مثالهایش اشاره به منبعی دارد که کمتر در دسترس است و گاهی حتی ترجمه هم نشده است با این اوضاع، ابراهیم مکی با هوشمندی ویژه ای تالیف کتاب را به پایان می رساند و در حقیقت زیرساخت های توسعه تئاتر در کشور را تا حدود زیادی فراهم می کند.&lt;BR&gt;نگارنده این پیش مقاله معتقد است تئاتر ایران مدیون این مرد بزرگ است، مردی که نامش مهجور مانده و تاریخ نمایش ایران با بی انصافی از کنار نام بزرگ او می گذرد.&lt;BR&gt;در پایان تجربه ای شخصی از تدریس تئاتر در میان می گذارم تا در این پایان به آغازی اشاره کرده باشم، چند سال پیش در حالیکه هنوز در حال تحصیل تئاتر در دانشگاه بودم به پیشنهاد انجمن نمایش یکی از شهرسان ها به تدریس مبانی تئاتر در دوره های کوتاه مدت تابستانی پرداختم، تجربه جالبی بود، در آن مدت زمان کوتاه نمی شد آموزش کافی و کاملی ارایه کرد بهترین راه تلاش برای نشان دادن الگوهای لازم و سر نخ های مناسب به هنرجویان بود، در همان گیر و دار و پژوهش در مورد سر نخی برای آغاز به ابراهیم مکی رسیدم و به اهمیت نقش سازنده او بیشتر پی بردم. تعداد زیادی از هنرجویان آن دوره ی کوتاه هنوز با معلم در ارتباطند، بهمین علت تاثیر گامهای نخستین و زحمات ابراهیم مکی  در آنها را می بینم.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=222 alt=... hspace=0 src=&quot;http://www.theatrema.com/index.php?module=pagesetter&amp;type=file&amp;func=get&amp;tid=1&amp;fid=image&amp;pid=2866&quot; width=232 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Feb 2009 17:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> سوگواره ادبیات دراماتیک</title>
<link>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;هارولد پینتر&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.ibna.ir/images/docs/000019/n00019478-b.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هارولد پینتر&lt;/STRONG&gt; نمایشنامه‌نویس مطرح بریتانیایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات چهارشنبه شب در سن 78 سالگی پس از مبارزه با سرطان درگذشت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خبر درگذشت این هنرمند انگلیسی موجی از پیامهای تسلیت و ادای احترام  را از اقصی نقاط جهان به دنبال داشت. «داریو فو» برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1997 جمعه با ادای احترام به پینتر او را انسانی فوق العاده خواند. رئیس جمهور پیشین جمهوری چک نیز آثار پینتر را الهام بخش خواند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در «وست اند لندن» نمایشنامه سرزمین هیچکس no man&apos;s land اجرایی پر احساس داشت. «مایکل گامبون» و «دیوید برادلی» از بازیگران این نمایش به پینتر ادای احترام کردند. دیوید برادلی در پایان اجرا به تماشاچیان گفت: «ما یکی از شخصیتهای مهم ادبی زمان خود را از دست دادیم و کمبود او بسیار سنگین است و تاثیر او بر تئانر را نمی‌شود حساب کرد». «تا زمانی که ما بازیگر و تئاتر داریم کارهای او برا ی همیشه اجرا خواهد شد».&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;پینتر در سال 2002 در آخرین بازی خود در نمایش« آخرین نوار کراپ» اثر ساموئل بکت بر روی صحنه رفت. در سال 2003 به دنبال حمله آمریکا به عراق پینتر به یکی از منتقدان سرسخت دولت «تونی بلر» و «جورج بوش» تبدیل شد.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;به دلیل گسترش بیماری سرطان پینتر در سال 2005 نوشتن نمایشنامه را کنار گذاشت و به نگارش شعر روی آورد وی در همین سال برنده جایزه نوبل گردید. هارولد پینتر در آخرین مصاحبه خود با روزنامه ایندیپندت گفته بود:«به اندازه کافی زنده ماندم تا خبر خروج نیروهای انگلیسی از عراق را توسط «گوردون براون» بشنوم».&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;هارولد پینتر 32 نمایشنامه و چندین فیلمنامه و مجموعه شعر از خود برجای گذاشت. از آثار او می‌توان به سکوت‌، خیانت‌، بازگشت به خانه، جشن تولد اشاره کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 239px; HEIGHT: 172px&quot; height=172 alt=&quot;دالی واسرمن&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.ibna.ir/images/docs/000031/n00031362-b.jpg&quot; width=187 align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دالي واسرمن&lt;/STRONG&gt; فيلمنامه‌نويس و نمايشنامه‌نويس مطرح آمريكايي و خالق آثاري چون نمايشنامه‌ي «پرواز برفراز آشيانه فاخته» در 94 سالگي درگذشت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«واسرمن» كه به خاطر آثاري چون «مرد منچا» و فيلمنامه «يك قدم با عشق و مرگ» شناخته مي‌شود، به‌علت عارضه قلبي در «آريزونا» با عالم هنر وداع گفته است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بنا به اعلام هاليوود ريپورتر، واسرمن در طول حيات هنري‌اش موفق به دريافت جوايز زيادي از جمله جايزه‌ي «توني»، انجمن منتقدان و درام‌نويسان نيويورك واز نامزد‌هاي جوايز «امي» بوده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;«دالي واسرمن» علاوه بر نگارش چندين فيلمنامه، 80 نمايشنامه و بيش از ده فيلمنامه و سريال تلويزيوني نگارش كتاب «موسيقي غيرممكن» را از خود به يادگار گذاشته است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ازجمله آثار مطرح واسرمن مي‌توان به «بيگانه» (1958)، «قدرت و درخشش»(1961)، «فرشتگان آبي» (1960)، «مدتي پس از تابستان» (1967) و سريال تلويزيوني «مه» (1956) اشاره كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«واسر‌من» در سال 1948 با نگارش فيلمنامه سريال «استوديويك» وارد عالم هنر شد و آخرين كاراو با عنوان (Der mann vonla mancha) درسال 1994 به ثبت رسيده است&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Dec 2008 06:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=e-p-theatre&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>e-p-theatre</dc:creator>
<guid>http://e-p-theatre.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
